النسائي ( مترجم : فتح الله نجارزادگان )

159

خصائص أمير المؤمنين ( ع ) ( ويژگيهاى على بن ابى طالب ع ) ( فارسي )

[ عليه السّلام ] به من گفت : ( 1 ) آيا حاضرى نزد آنان رويم و كارشان را نگاه كنيم ؟ گفتم : اگر مىخواهى ؛ با هم نزد آنان رفتيم و ساعتى به كارشان نگريستيم آن گاه خواب ما را فرا گرفت . با على [ عليه السّلام ] در سايهء درختان نخل روى زمين خاكى به پهلو دراز كشيديم و خوابمان برد . به خدا سوگند ، كسى جز رسول خدا صلّى اللَّه عليه [ و آله ] و سلم ما را از خواب بيدار نكرد با پايشان ما را تكان دادند و ما از آن زمينى كه در آن خوابيده بوديم ، خاك آلوده شده بوديم . در آن روز رسول خدا صلّى اللَّه عليه [ و آله ] و سلم كه خاك‌ها را بر على [ عليه السّلام ] ديدند فرمود : « اى ابا تراب ، تو را چه مىشود ! آيا شما را به نگون بخت‌ترين مردم - دو مرد - آگاه نكنم ؟ » گفتيم : آرى اى رسول خدا . فرمود : « [ شخصى ملقّب ب ] احيمر از قوم ثمود كه ناقهء [ صالح ] را پى كرد و كشت و اى على ، آن كه براى اين جاى تو شمشير مىزند . » و دستشان را بر فرق ايشان نهادند . سپس محاسن على [ عليه السّلام ] را گرفتند و چنين ادامه دادند : « تا آن كه از خون آن ، اينجا خضاب شود . » ( 2 ) على [ ع ] نزديك‌ترين مردم به رسول خدا ( ص ) ( 3 ) حديث صد و پنجاه و چهار « 1 » - امّ سلمه [ يكى از همسران پيامبر ] مىگويد : نزديك‌ترين مردم به رسول خدا صلّى اللَّه عليه [ و آله ] و سلم على [ عليه السّلام ] بود . ( 4 ) حديث صد و پنجاه و پنج « 2 » - امّ سلمه مىگويد : سوگند به آن كه امّ سلمه به او سوگند مىخورد ، نزديك‌ترين مردم به رسول خدا صلّى اللَّه عليه [ و آله ] و سلم على بود . مىگويد : در صبحگاهى كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه [ و آله ] و سلم از دنيا رفتند به دنبال على [ عليه السّلام ] فرستادند ، به گمانم براى حاجتى بود . ما آن روز در اتاق عايشه ، رسول خدا صلّى اللَّه عليه [ و آله ] و سلم را عيادت كرديم حضرت سه بار فرمود : « على بيايد » . پس چون آمد و پيش از طلوع آفتاب بود ، دانستيم با ايشان سخنى دارند . از اتاق بيرون آمديم و من آخرين كسى بودم كه از اتاق بيرون آمدم ، من پشت در ، كنار ديگر همسران حضرت نشستم . على [ عليه السّلام ] به خدمت حضرت شتافت و بر ايشان گوش سپرد . حضرت با ايشان راز مىگفت و نجوا مىكرد و ايشان آخرين كسى بود كه با رسول خدا صلّى اللَّه عليه [ و آله ] و سلم بود .

--> ( 1 ) حديث صد و پنجاه و چهار در مصادر ديگر : طبقات ابن سعد : ج 2 ، ص 262 - 263 ؛ مصنّف ابن ابى شيبه : ج 6 ، ص 368 ، ح 32057 ؛ مسند احمد : ج 44 ، ص 190 ، ح 26565 ؛ فضائل احمد : ص 215 ، ح 293 ؛ مسند ابو يعلى : ج 12 ، ص 364 ، ح 6934 ؛ مناقب كوفى : ج 1 ، ص 456 ، ح 358 و ج 2 ، ص 87 ، ح 573 ؛ مستدرك حاكم : ج 3 ، ص 138 ؛ اخبار اصبهان : ج 1 ، ص 250 ؛ مقتل الحسين خوارزمى : ج 1 ، ص 38 ؛ شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد : ج 10 ، ص 179 . ( 2 ) حديث صد و پنجاه و پنج در مصادر ديگر : همان مصادر حديث صد و پنجاه و چهار است .